1) همه چیز دعوا و خالی کردن ناراحتی به سر اولی نفری که می رسی نیست. متاسفانه این اخلاقیه که خیلی باهاش برخورد داشتم این روزها. مردم ما زیادی عصبانی و ناراحت هستند. اما من طریقه خودمو دارم نمیتونم جواب های رو با هوی بدم وگرنه فرقی با طرف مقابل ندارم. سکوت بهترین جواب بوده همیشه. زمان بهترین درمانه.2) خداروشکر که ریشه خیلی نگرانی ها که از درون آدمو می جوه و خرد و خمیر می کنه رفع شد. این آرامش خردادماه رو شاکرم و قدر میدونم و میل دارم همین شرایطو ادامه بدم.3) کرونا و ابتلاهای پشت سر هم واقعا بی حالم کرد به خاطر همی ادک رمق باقیمونده رو می زاشتم برای نوشتن. ولی زمانشه دوباره به طرف نقد و تحلیل برگردم و از این موهبت لذت وافرو ببرم.4) خوب یا بد نغمه هایی تنهایی هم بعد از پارت دهم به پایان خودش رسید. حالا زمان زمان کامل کردن بانوی آبیه و دیگر ایده های ارجینال. خب بدرود آریا استارک گرگ جوان!5) تابستون داغ و خوبی در پیشه به شرطی به تنظیمات کارخونه برنگردم و نشه شرایطی که تا زور روی سرم نباشه کاری انجام ندم.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم خرداد ۱۴۰۱ ساعت 0:16 توسط امین ظهورتبار
|
برچسب: نویسنده: علی کریمی تاريخ: شنبه 28 خرداد 1401 ساعت: 17:22
نه از افسانه میترسم، نه از شیطان،نه از کفر و نه از ایمان،نه از آتش، نه از حرمان.نه از فردا، نه از مردن،نه از پیمانه مِی خوردن.خدا را میشناسم از شما بهتر،شما را از خدا بهتر.خدا از هر چه پنداری جدا باشد،خدا هرگز نمیخواهد خدا باشد،نمیخواهد خدا بازیچهی دست شما باشد،که او هرگز نمیخواهد چنین آیینهای وحشتنما باشد!هراس از وی ندارم من،هراسی را از این اندیشهها در پی ندارم من.در عالم بیم از آن دارم،مبادا رهگذاری را بیازارم،نه جنگی با کسی دارم،نه کس با من بگو زاهد بگو زاهد! پریشانتر تویی یا من؟
+ نوشته شده در سه شنبه دهم خرداد ۱۴۰۱ ساعت 17:49 توسط امین ظهورتبار
|
برچسب: نویسنده: علی کریمی تاريخ: دوشنبه 16 خرداد 1401 ساعت: 13:24
برچسب: نویسنده: علی کریمی تاريخ: دوشنبه 16 خرداد 1401 ساعت: 13:24
1) بعد از مدتها یه مطلب داشتم که مطلب داشتم که مستقیما ذهنیاتم رو منتقل می کرد واقعا این اواخر خیلی هارو دیدم که در واتس آپ یا اینستاگرام شبیه بچه ها شدند که به خاطر بود شیر گریه می کنند و واکنش های عجیبی شون میدن. واکنش های که گاهی خیلی عصبی و با موج منفی و گاه بی ادبانه است و بدبختانه در طیف های مختلفی هست البته در لایه ها بالاتر اعم از هنرمند و سیاستمدار و قشرهای مختلف این مورد هست به خاطر همین مجبور شدم یه مطلب در این مورد بزارم البته در وبلاگ و کانال. 2) الان که نگاه می کنم این مطلب که نوعی نگاه هثست رو میشه در کنار نقد و معرفی روتین در سایت هم آورد. خیلی مایلم اگر بازم انرژی داشتم یه پست در مورد پیام غیر مستقیم و مستتر در یک اثر هنری رو بنویسم.3) افلاطون در تمثیل غار به تفاوت حقیقت و مجاز می پردازه. اینکه احوالات ما در دنیا به نوعی مجازه و حقیقت اون در دنیای دیگه آشکار میشه. اگار که زنگی خواب و رویاییه. این امر میتونه هم زندگی رو زیبا کنه و هم سرشار از اندوه و حسرت و حتی در حالت بد، آکنده از بدی و پستی. و چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند. افسانه رنگی از حقیقت داره ولی اگه اون داستان دیگه رنگی از حقیقت هم نداشته باشه چی؟ تقریبا میشه احوالات کنونی ما ابنا بشر.4) سفرم خوبه و بهرحال به خاطر گریز از رخوت به مسافرت رفتم ولی سفر مهم تر سفر و اصلاح دائمی درونیه طوری که درونمون بهاری باشه و تراوش ذهنی و درونی ماهم رنگی از همین هارو داشته باشن.5) خب نغمه هایی تنهایی هم با پارت دهم به پایان خودش رسید. این کار که یک کار نیمه مستقلم بود دیگه الا جز خاطراته مگر اینکه نیاز باشه ویرایشش کنم. باید بچسبم به ایده های ارجینالم و اونهارو کامل کم یا بهشون رنگ عینیت ببخشم. نویسندگی
برچسب: نویسنده: علی کریمی تاريخ: دوشنبه 16 خرداد 1401 ساعت: 13:24